تحلیل نقش دین در شکل‌گیری هویت مستقل فلسفه اسلامی از فلسفه‌های یونانی در نگاه فارابی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

2 عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی

10.22061/orj.2026.12887.936

چکیده

ما برای بررسی این ادعا می‌خواهیم نسبت دیدگاه‌های فلسفی فارابی به عنوان یکی از مهم‌ترین فلاسفه اسلامی را با دین اسلام بسنجیم و ببینیم آیا او در آراء فلسفی‌اش مقلد محض است یا اینکه با عقل فلسفی‌اش به گفتگوی با دین پرداخته و در اثر این گفتگو نوآوری‌هایی ایجاد نموده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌های اسنادی، تحلیل منطقی و قیاسی به دنبال پاسخ به این مسئله است که آیا عقل فلسفی فارابی علاوه بر فلسفه‌های یونانی از دین اسلام نیز استفاده نموده و فلسفه او متمایز از فلسفه‌های یونانی است و دارای هویت دینی نیز هست یا خیر؟ نتیجه تحقیق این است که فلسفه فارابی دارای هویت دینی بوده و از فلسفه‌های یونانی عبور کرده است. نقش دین اسلام در زایش‌های فلسفی از منظر فارابی عبارتند از: وارد نمودن اصطلاحات دینی به فلسفه؛ ارائه استشهاد و تأییدیه دینی بر روش برهانی؛ مسئله‌سازی دین اسلام برای عقل فلسفی فارابی؛ ایده‌پردازیِ متأثر از معارف دینی در فلسفه؛ نظریه‌پردازیِ متأثر از معارف دینی در فلسفه؛ و ارائه تفسیر دینی از فلسفه‌های یونان باستان. همچنین الگوی فلسفۀ عقلی-دینی فارابی ارائه شده که محور این الگو عبارت است از «وحدت محتوایی و تمایز قالبی فلسفه و دین». الگو دارای هفت مؤلفه: استفاده از منبع معرفتی دین (مؤلفه زمینه-ای)؛ باروری زبان فلسفه اسلامی؛ استفاده از رویکرد دینی در قالب روش عقلی؛ مسئله‌سازی دین؛ ایده‌پردازی فلسفی-دینی؛ نظریه‌پردازیِ فلسفی-دینی؛ و تفسیر دینی از فلسفه‌های یونانی است. نیز هویت دینی داشتن فلسفه فارابی باعث نمی‌شود که فلسفه‌ای التقاطی شود یا کلام اسلامی باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

تحلیل نقش دین در شکل‌گیری هویت مستقل فلسفه اسلامی از فلسفه‌های یونانی در نگاه فارابی

نویسندگان [English]

  • Abdalhosein khosropanah 1
  • hesamaldin momeni shahraki 2
1 Professor at the Islamic Research Institute for Culture and Thought
2 m,
چکیده [English]

ما برای بررسی این ادعا می‌خواهیم نسبت دیدگاه‌های فلسفی فارابی به عنوان یکی از مهم‌ترین فلاسفه اسلامی را با دین اسلام بسنجیم و ببینیم آیا او در آراء فلسفی‌اش مقلد محض است یا اینکه با عقل فلسفی‌اش به گفتگوی با دین پرداخته و در اثر این گفتگو نوآوری‌هایی ایجاد نموده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌های اسنادی، تحلیل منطقی و قیاسی به دنبال پاسخ به این مسئله است که آیا عقل فلسفی فارابی علاوه بر فلسفه‌های یونانی از دین اسلام نیز استفاده نموده و فلسفه او متمایز از فلسفه‌های یونانی است و دارای هویت دینی نیز هست یا خیر؟ نتیجه تحقیق این است که فلسفه فارابی دارای هویت دینی بوده و از فلسفه‌های یونانی عبور کرده است. نقش دین اسلام در زایش‌های فلسفی از منظر فارابی عبارتند از: وارد نمودن اصطلاحات دینی به فلسفه؛ ارائه استشهاد و تأییدیه دینی بر روش برهانی؛ مسئله‌سازی دین اسلام برای عقل فلسفی فارابی؛ ایده‌پردازیِ متأثر از معارف دینی در فلسفه؛ نظریه‌پردازیِ متأثر از معارف دینی در فلسفه؛ و ارائه تفسیر دینی از فلسفه‌های یونان باستان. همچنین الگوی فلسفۀ عقلی-دینی فارابی ارائه شده که محور این الگو عبارت است از «وحدت محتوایی و تمایز قالبی فلسفه و دین». الگو دارای هفت مؤلفه: استفاده از منبع معرفتی دین (مؤلفه زمینه-ای)؛ باروری زبان فلسفه اسلامی؛ استفاده از رویکرد دینی در قالب روش عقلی؛ مسئله‌سازی دین؛ ایده‌پردازی فلسفی-دینی؛ نظریه‌پردازیِ فلسفی-دینی؛ و تفسیر دینی از فلسفه‌های یونانی است. نیز هویت دینی داشتن فلسفه فارابی باعث نمی‌شود که فلسفه‌ای التقاطی شود یا کلام اسلامی باشد.

کلیدواژه‌ها [English]

  • هویت دینی
  • زایش‌های فلسفی
  • فلسفه اسلامی
  • فارابی